ابراهيم اصلاح عربانى

223

كتاب گيلان ( فارسى )

نظير سيد جعفر جوادزاده ( پيشه‌ورى ) و علىاوف جاى خود را به فارسى - زبانها داده بودند . همچنين مشاغل و پستهائى كه توسط روسها اشغال شده بود به ايرانيها تفويض گرديد . شكست و عقب‌نشينى سرهنگ استاروسلسكى فرمانده قواى ايران موجبات سوء ظن انگليسيها و مقامات دولت ايران را نسبت به او فراهم ساخت . استاروسلسكى ، كه تا منجيل عقب‌نشينى كرده بود ، توسط هيئت نظامى انگلستان و سردار همايون رئيس جديد قزاقخانه و ماژور فضل الله خان سپاهى به اتهام خيانت دستگير و بازداشت گرديد ، سپس به بين النهرين تبعيد شد . انگليسيها طى يادداشتى به دولت ايران خاطرنشان ساختند كه از آن‌پس بايد قزاقخانه تحت نظارت آنها قرار گيرد . مشير الدوله از قبول پيشنهاد انگليسيها كه توأم با تهديد بود خوددارى كرده استعفا داد و سپهدار اعظم رشتى به جاى او مأمور تشكيل كابينه گرديد . وى طى اعلاميه‌اى كه به تاريخ هفتم آبان ماه 1299 منتشر كرد خاطرنشان ساخت : « اردوى اعزامى به گيلان در اثر قصور خدمت و نظريات نفع‌طلبانه بعضى از افسران روسى و از دست دادن روحيه جنگى و گسيخته شدن انضباط عقب‌نشينى كرده‌اند و براى پايان يافتن اين وضع فرمانده كل قوا استاروسلسكى منفصل گشته و قزاقخانه به فرمانده جديد ايرانى سردار همايون تحويل شده است . » هنگامىكه ميرزا به حال اعتراض در جنگل بسر مىبرد كمونيستهاى قفقازى و طرفداران ايرانى آنها فعاليت وسيعى را در جهت تبليغات و تشكيلات حزبى آغاز كرده در رشت و انزلى و ساير شهرستانها به تشكيل كميته‌هاى حزبى مبادرت ورزيدند . امور تبليغات و تشكيلات باطنا در دست روسها و قفقازيها بود اما ظاهرا مسئولان ايرانى در رأس سازمانها قرار داشتند . چنان‌كه كاظم شاهرخى در خاطرات خود مىنويسد : « رياست جوانان حزب را به اين جانب واگذار كرده شخصى موسوم به ساخاروف را كه روس و غير مسلمان بود به ملاحظه مذهب و رعايت محيط و اوضاع و احوال به معاونت من تعيين كردند . صلاح كار هم همين بود تا از نظر مردم مسلمان ايرادى وجود نداشته باشد . » در همين ايام قرار بود كنگره شرق در باكو تشكيل شود . اين نخستين كنگره‌اى بود كه كمونيستها پس از روى كار آمدن دولت لنين در ماه سپتامبر 1920 ( شهريور 1299 ) با شركت نمايندگان كشورهاى مختلف شرق تشكيل دادند . انقلابيون گيلان نمايندگانى به اين كنگره اعزام داشتند . اسامى اين نمايندگان در كتابهايى كه شاهدان عينى نوشته‌اند با يكديگر اختلاف دارد ؛ فخرائى سيد جعفر جوادزاده ( پيشه‌ورى ) ، گريگور يقيكيان و ميرزا احمد خان حيدرى را معرفى كرده و مىنويسد افراد ديگرى نظير زاخاروف ، كاظم اميرزاده ، چلنگريان و موسوى به نمايندگى از ساير ولايات ايران در كنگره شركت كردند . اما كاظم اميرزاده مىنويسد نمايندگان منتخب انقلابيون گيلان عبارت بودند از خود او ، سيد جعفر جوادزاده ( پيشه‌ورى ) ، چلنگريان ، ساخاروف ، موسوى و سه چهار نفر ديگر . يادداشتهاى گريگور يقيكيان كه ابراهيم فخرائى او را نماينده اعزامى گيلان به كنگره معرفى كرده است در اين زمينه گنگ و مبهم است . او مىنويسد : « قرار بود اينجانب و احمد خان حيدرى به همراه بلومكين براى شركت در كنگره ملل شرق به بادكوبه برويم ولى عقب‌نشينى قشون سرخ از جبهه‌هاى جنگ و شهرهاى رشت و لاهيجان و فومنات بلومكين را وادار به فرار نمود . پس از ورود قزاقان ايرانى به رشت احمد خان حيدرى به تهران رفت و من ( گريگور يقيكيان ) در رشت ماندم و وقتى قشون سرخ دوباره رشت را اشغال كرد گنگره ملل شرق رو به پايان بود و پيشوايان حزب كمونيست ايران وقت نداشتند كه با اينجانب براى رفتن به بادكوبه مذاكره نمايند . . . » هم او مىنويسد : « ايرانيهايى كه در كنگره حاضر بودند ملاحان ، كارگران ، دلالان و ولگردان بودند كه اكثر آنها در اثر بيكارى در انزلى و رشت و پيربازار حاضر شده بودند كه براى دريافت چند قران مزد روزانه به بادكوبه بروند . » بر طبق نوشته يقيكيان در كتاب شوروى و جنبش جنگل ، مير صالح مظفرزاده و هوشنگ ( گائوك ) كه از سوى ميرزا كوچك خان به قفقاز اعزام شده بودند تا نظرات او را به سمع مسئولان جديد شوروى برسانند به عنوان هيئت اعزاميه فوق العاده ايران در كنگره شركت كرده نامه‌اى نيز به كنگره نوشته و طى آن اعلام نمودند اشخاصى كه از انزلى به عنوان نمايندگان ملت ايران براى شركت در كنگره آمده و ايرانيهايى كه از تركستان و ولايات بادكوبه در آنجا جمع شده‌اند به استثناى چند نفر بقيه نمايندگان ملت و دولت انقلابى و همچنين ولايات انقلابى ايران نيستند . در مورد شركت انقلابيهاى گيلان در كنگره شرق كاظم شاهرخى ( اميرزاده ) كه خود از شركت‌كنندگان بود در خاطرات خود مىنويسد : « متعاقب اين جريانات كنفرانس مهمى داده و تصميماتى اتخاذ كردند كه از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين آن تصميمات يكى هم اين بود كه چند تن از اعضاى كارآمد و لايق انتخاب شده به باكو اعزام و در اولين كنگره شرق كه در شرف تأسيس است حضور بهم رسانند . افرادى كه براى منظور مزبور كانديد شدند عبارت بودند از اين جانب كاظم اميرزاده شاهرخى ، جوادزاده ، چلنگريان ، موسوى ، ساخاروف و سه چهار نفر ديگر . . . كه بلافاصله حركت كرده و قبل از افتتاح كنگره وارد باكو شده و خود را براى حضور در آن آماده نموديم ، اين كنگره كه اولين و مهمترين كنگره در شرق بود ، اهميت شايان توجهى داشت زيرا اشخاصى در آن حضور يافته بودند كه عموما از زعما و اعوان و انصار قوم كمونيست بودند . . . بعد از افتتاح كنگره و شروع كنفرانسها ، آقايوفها زياده از حد كوشش كردند تا با استفاده از نفوذى كه ميان ايرانيان داشتند در هيئت رئيسه پارتى مربوط به ايران قرار بگيرند ولى شانس موفقيت حيدر عمو اوغلى با توجه به محبوبيت فوق العاده كه در ميان همه فرق داشت ، اجازه نداد كه آقايوفها موفق شوند و بالاخره مرحوم مزبور گوى سبقت را ربود . علت موفقيت عمو اوغلى اين بود كه زبانهاى تركى ، روسى ، فرانسه ، فارسى را به خوبى و زبان آلمانى را تا اندازه مىدانست و مطالب كنفرانس را ترجمه كرده ، براى ملتها و نژادها به زبان خودشان توضيح مىداد . . . وقتى كارهاى كنگره در 7 سپتامبر 1920 مطابق 15 شهريور 1299 پايان پذيرفت و بيانيه مهمى صادر گرديد و اجتماع 1500 نفرى آن متفرق شدند ، مجددا ما را با كشتى و به خرج خودشان به ايران مراجعت دادند . . . بعد از ورود به انزلى بسيار خوشحال